سديد الدين محمد عوفى

492

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

مر جماعتى را كه « 1 » طايفان « 2 » كعبهء وفا و ساكنان خطهء صفااند در قرآن مجيد بر سبيل تمدح ياد مىكند . قوله تعالى وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا . بزرگان گفته‌اند لا تكونوا « 3 » اخسّ من الكلب يعنى شير مردان « 4 » را « 5 » در بيشهء مردى « 6 » بايد كه در وفادارى « 7 » كم « 8 » از سگ نباشند « 9 » ، كه اگر روزى استخوانى « 10 » از دست كسى بخورد در چشم او آن « 11 » حق « 12 » چنان بماند كه از بهر او « 13 » با شيران در پنجه شود و روز و شب « 14 » راعى « 15 » رمه « 16 » باشد و نگاهبانى كند « 17 » و اين رباعى درين معنى اگرچه مشهورست اما عظيم لطيف است چنان كه گفته است ؛ نظم منگر تو بدان كه ذو فنون آيد مرد * در عهد نگاه كن « 18 » كه چون آيد مرد از عهدهء عهد اگر برون آيد مرد * از هرچه گمان برى فزون آيد مرد و اين باب مشتمل است بر حكايات كسانى كه در عهد دولت حسن عهد به جاى آورده‌اند « 19 » و شرايط « 20 » انّ « 21 » حسن العهد من الايمان « 22 » را مهمل

--> ( 1 ) متن و مپ 2 - جماعتى را كه ( 2 ) متن و مپ 2 : طايفه ( 3 ) متن : لا يكونوا ( 4 ) مج : شير مرد ( 5 ) مج + مىبايد كه ( 6 ) مج : وفادارى ( 7 ) مج - بايد كه ( 8 ) مج - در وفادارى ( 9 ) بنياد + تر ( 10 ) متن و مپ 2 و مج : نباشد ( 11 ) مج : عظمى ( 12 ) مج + عظم چنان عظم دارد كه از براى محافظت ( 13 ) مج + آن ( 14 ) مج - چنان بماند كه از بهر او ( 15 ) مج : و روزان و شبان ( 16 ) مج : هر ( 17 ) مج + كه ( 18 ) مپ 2 و بنياد - و نگاهبانى كند ( 19 ) مج : كاه نگر ( 20 ) بنياد : از عهدهء وفاى عهد بيرون آمده دولت حسن عهد بجاى آورده‌اند ( 21 ) بنياد + آن چنان كه گفته‌اند كه ( 22 ) بنياد - آن بنياد + پس شرايط آن